گنج

شمارهٔ ۱۰۷

قافیه: رها۶ بیت
شمشیر تو قبله گاه سرهاپروانه ناوکت جگرها
پرواز وفاست گلفشان تربر باد دهیم بال و پرها
چون برق که بر شفق بتابدتیغت زده بر صف جگرها
از پرتو آفتاب رویتگردیده غبارها شررها
صبر است که رام می کند دلسنگ است متاع شیشه گرها
در آینه دلم چو دیدیبیگانه نبودی اینقدرها