قصیدهٔ شمارهٔ ۸
خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمدگوئیم از دل و جان صلوات بر محمد
گر مومنی و صادق با ما شوی موافقکوری هر منافق صلوات بر محمد
در آسمان فرشته مهرش به جان سرشتهبر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد
صلوات اگر بگوئی یابی هرآنچه جوئیگر تو ز خیل اوئی صلوات بر محمد
ای نور دیدهٔ ما خوش مجلسی بیارامی گو خوشی خدا را صلوات بر محمد
مانند گل شکفتیم و درّ لطیف سُفتیمخوش عاشقانه گفتیم صلوات بر محمد
والله که دیدهٔ من از نور اوست روشنجان منست و من تن صلوات بر محمد
گفتیم با دل و جان با عاشقان کرمانشادی روی یاران صلوات بر محمد
بی شک علی ولی بود پروردهٔ نبی بودشاه همه علی بود صلوات بر محمد
گویم دعای سید خوانم ثنای سیدجانم فدای سید صلوات بر محمد
خوش گفت نعمت الله رمزی زلی مع اللهخوش گو به عشق الله صلوات بر محمد