گنج

قصیدهٔ شمارهٔ ۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ایسید۱۴ بیت
بنازم جان روح افزای سیدبنازم صورت زیبای سید
همه اسرار او دارد کماهیبنازم آن دل دانای سید
توان دید آفتاب هر دو عالمبه نور دیدهٔ دانای سید
سر افرازی کنی در دین و دنیاگرت در سر بُود سودای سید
به نزد همت ما هفت دریابود یک قطره از دریای سید
ز سید غیر سید من نجویمندارم هیچکس بر جای سید
محمد سید و سادات عالمشدند از جان و دل مولای سید
برای ما نباشد هیچ مخفیاگر باشیم ما بر رای سید
شِکر ریزی کنی در مصر معنیبه صورت گر خوری حلوای سید
ز سِر سینهٔ بی کینهٔ اوشدم واقف من از ایمای سید
دم جان بخش از عیسی طلب کنز موسی جوید و بیضای سید
غلام سیدم از جان و از دلبه خاک پای بی همتای سید
به فردا می دهد امروز وعدهبنازم وعدهٔ فردای سید
دو چشم نعمت الله نور از او دیدکه باشد روز و شب مأوای سید