گنج

بخش ۱۲ - تمثیل در بیان وحدت کارخانه عالم

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)۱۸ بیت
تو گویی هست این افلاک دوّاربه گردش روز و شب چون چرخ فخّار
وز او هر لحظه‌ای دانای داورز آب و گِل کند یک ظرفِ دیگر
هر آنچه در مکان و در زمان استز یک استاد و از یک کارخانه‌ست
کواکب گر همه اهل کمالندچرا هر لحظه در نقص و وبالند‌؟
همه در جای و سیر و لون و اشکالچرا گشتند آخر مختلف حال؟
چرا گه در حضیض و گه در اوجند‌؟گهی تنها فتاده گاه زوجند؟
دلِ چرخ از چه شد آخر پر آتش‌؟ز شوق کیست او اندر کشاکش‌؟
همه انجم بر او گَردان پیادهگهی بالا و گه شیب اوفتاده
عناصر باد و آب و آتش و خاکگرفته جای خود در زیر افلاک
ملازم هر یکی در منزل خویشبننهد پای یک ذرّه پس و پیش
چهار اضداد در طبع مراکزبه هم جمع آمده، کس دیده هرگز؟
مخالف هر یکی در ذات و صورتشده یک چیز از حکم ضرورت
موالیدِ سه‌گانه گشته ز ایشانجماد آنگه نبات آنگاه حیوان
هیولی را نهاده در میانهز صورت گشته صافی صوفیانه
همه از حکم و امر و دادِ داوربه جان استاده و گشته مسخّر
جماد از قهر بر خاک اوفتادهنبات از مهر بر پای ایستاده
نُزوع جانور از صدق و اخلاصپی ابقای جنس و نوع و اشخاص
همه بر حکم داور داده اقرارمر او را روز و شب گشته طلبکار