گنج

شمارهٔ ۴۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ننیاید۲۱ بیت
نگارا کار عشق از من نیایدز بلبل جز سخن گفتن نیاید
خرد اسرار عشقت فهم نکندز نابینا گهر سفتن نیاید
ننالد بهر تو جز زنده جانیز مرده دل چنین شیون نیاید
نباشد عشق کار مرد دنیاملک در حکم آهرمن نیاید
که از عقد ثریا دانه خوردنز گنجشکان این خرمن نیاید
دل عاشق بکس پیوند نکندز مردم مریم آبستن نیاید
که اینجا زآستان خویش عنقاز بهر خوردن ارزن نیاید
ایا مسکین مکن دعوی این کارکه هرگز کار مرد از زن نیاید
ز سوز عشق بگدازد تن مرداز آتش هیمه پروردن نیاید
محبت کار چون تو کوردل نیستسرشک از چشم پرویزن نیاید
چو دستار ریاست بر سر تستترا این طوق در گردن نیاید
دل ناپاک و نور عشق؟ هیهاتسریر شاه در گلخن نیاید
چمن آرامگاه عندلیب استکلاغ بیشه در گلشن نیاید
تو شمعی از طلب در خانه برکنگرت مهتاب در روزن نیاید
خلاف نفس کردن کار تو نیستکه از خر بنده خر کشتن نیاید
برو از دست محنت کوب می خورکه این دولت بنان خوردن نیاید
کجا در چشم مردم باشدش جایچو سنگ سرمه در هاون نیاید
گر آیینه شوی بی صیقل عشقدل تاریک تو روشن نیاید
نگردد چشم روشن تا بیعقوبز یوسف بوی پیراهن نیاید
دل سخت تو چون مردار سنگستچنان جوهر ازین معدن نیاید
ترا باید چو من معلوم باشدکه این کار از تو و از من نیاید