گنج

بخش ۱۹ - در وصف بی‌طمعی و خویشتن‌داری خود گوید

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۱ بیت
من نه مرد زن و زر و جاهمبه خدا ار کنم وگر خواهم
گر تو تاجی دهی ز احسانمبه سرِ تو که تاج نستانم
زانکه چون طوق منّتت بکشملقمهٔ خوان نعمتت نچشم
نبوم بهر طمع مدحت گویاین نیابی ز من جز از من جوی
نه کهن خواهم از کسی و نه نونیک داند ز خوی من خسرو
نکنم جز ترا ثنا چکنمکار خود کرده‌ام بها چکنم
مادر موسیم که از شاهمشیر فرزند را بها خواهم
دل من جست از این سرای مجازاز نیاز خرد نه از سرِ ناز
جسته بهر سلامت تن راسر گریبان و پای دامن را
مرد خرسند کم پذیرد چیزشیر چون شیر شد نگیرد چیز
مشنو از شب پرک حکایت خورگرد دریا برآی و نیلوفر