بخش ۱۶ - التمثیل
از پی نای و چنگ بوالخداشخانهای تنگ ساخت بوالنباش
تا همی گربه نای دارد و چنگموش را چیست به ز خانهٔ تنگ
تا بود گربه مهتر بازارنبود موش جلد دوکاندار
تا بود گربه در کمان کمینموش را گلشن است زیر زمین
تیز کرده است ای خردمندانگربهٔ مرگ چنگل و دندان
تا کرا همچو موش دریابدسوی جانش چو گربه بشتابد
اندرین کارگه به روز و به شبچنگلش تابدار و جان در تب
چون ز تاب و تبت کشید به دماز وجودت ربود سوی عدم
مینوازد همی ترا الحقآن طبیب طمع خر احمق
مینداند ز روی کم عقلیپشت معنی نمود بینقلی
چنگ و دندان چو مرگ دریازدموش را گربه هیچ ننوازد
پیشوای کسی که بنده بُوَدپند او از نبی بسنده بُوَد
با تن دردناک و با دل ریشنرسد کس به کامهٔ دل خویش