بخش ۱۰ - اندر تفضیل سخن خویش گوید
از همه شاعران به اصل و به فرعمن حکیمم به قول صاحب شرع
شعر من شرح شرع و دین باشدشاعر راست گوی این باشد
قسم من دان ز جملهٔ شعرااز پیمبر من از خدای آلا
قدر من کم کند عدو گه گاهچون دبیران ز نقش بسماللّٰه
کی شود ز آفت دبیر و قلمقدر بسماللّٰه از دو مُدبر کم
کس بنگرفت ماهی از تابهدیو باشد مقیم گرمابه
حایض او من شده به گرمابهماهی او من طپیده در تابه
مرغ خانه که اندر آب افتاددان که در ورطهٔ عذاب افتاد
بندهٔ دین و چاکر ورعمشاعری راست گوی و بیطمعم
همچو آبم به هرکجا باشمتا نیابی گرانبها باشم
من شناسم که چیست نور شرابکه بسی خوردهام غرور سراب
آب نایافته گران باشدچون بیابند رایگان باشد
آب چون کم بود به جان جویندچون بیابند کون بدان شویند
آنگهی کاب را عزیز کننددر زمان جای او گمیز کنند