گنج

بخش ۴۷ - التمثّل فی ترک الدّنیا و قصّة روح‌اللّٰه و تجریده

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۹ بیت
روح را چون ببرد روح امینچرخِ چارم فزود ازو تزیین
داد مر جبرئیل را فرمانخالق و کردگار هر دو جهان
که بجویید مر ورا همه جایتا چه دارد ز نعمت دنیای
چون بجُستند سوزنی دیدندبر زِه دلق او بپرسیدند
کز پی چیست با تو این سوزنگفت کز بهر ستر عورت من
که به خُلقان ز زینت خَلقانقانعم ورچه نیستم خاقان
تا بُوَد زنده ژنده پیراهنهست محتاج رشته و سوزن
جمله گفتند خالق ماییبر همه حالها تو دانایی
بر زِه دلق سوزنی است ورانیست زین بیش چیزی از دنیا
ندی آمد بدو ز ربّ رئوفکه کنیدش در آن مکان موقوف
بوی دنیی همی دمَد زین تنچرخ چارم بُوَد ورا مسکن
گرنه این سوزنش بُدی همراهبرسیدی به زیر عرش اِله
سوزنی روح را چو مانع گشتبه مکانی شریف قانع گشت
باز ماند از مکان قرب و جلالسوزنی گشت روح را به وبال
ای جوانمرد پند من بپذیردل ز دنیا و زینتش برگیر
تا مرّفه بدان سرای رسیبه سرور و عز و بهای رسی
ورنه با خاک راه گردی راستراه عقبی ز راه هزل جداست
زهر قاتل شناس دنیی رارَو تو پازهر ساز عقبی را
زانکه دنیی‌پرست بر خیرههست چون بت‌پرست دل تیره