بخش ۷۵ - فی نفی صفات المذمومِة عنالله تعالی
در حق حقّ غضب روا نبودزانکه صاحب غضب خدا نبود
غضب و حقد هر دو مجبورندوین صفت هردو از خدا دورند
غضب و خشم و کین و حقد و حسدنیست اندر صفات فرد اَحد
همه رحمت بود ز خالق بارهست بر بندگان خود ستّار
میدهد مر ترا به رحمت پند به خودت میکشد به لطف کمند
گر نیایی بخواندت سوی خویشبه تلطّف بهشت آرد پیش
زانکه هستی بدین سرای دریغتو گرفته ز جهل راه گُریغ
دُرّ توحید را تویی چو صدفآدم تازه را شدی تو خلف
گر کنی ضایع آن در توحیدشوی از مفلسی ز مایه فرید
ور تو آن درّ را نگهداریسر ز هفت و چهار بگذاری
به سرور ابد رسی پس از آننرسد مر ترا ز خلق زیان
در زمانه تو سرفراز شویدر فضای ازل چو باز شوی
دست شاهان ترا شود منزلهر دو پایت برآید از بُن گِل