گنج

بخش ۷ - فصل فی ان الاستواء معقول والکیفیة مجهول

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۱ بیت
آن یکی رجل گفته آن یک یدبیهده گفته‌ها ببرده ز حد
وآن دگر اصبعین و نقل و نزولگفته و آمده به راه حلول
وان دگر استواء عرش و سریرکرده در علم خویشتن تقدیر
یکی از جهل گفته قعد و جلسبسته بر گردن از خیال جرس
وجه گفته یکی دگر قدمینکس نگفته ورا که مطلب این
زین همه گفته قال و قیل آمدحال کوران و حال پیل آمد
جل ذکره منزه از چه و چونانبیا را شده جگرها خون
عقل را زین حدیث پی کردندعلما را علوم طی کردند
همه بر عجز خود شدند مقرّوای آنکو به جهل گشت مُصرّ
متشابه بخوان در او ماویزوز خیالات بیهده بگریز
آنچه نص است جمله آمناوآنچه اخبار نیز سلمنا