بخش ۴۴ - ایضاً فیالتوکّل
ربع مسکون چو از طریق شمارشد به فرسنگ بیست و چار هزار
تو اگر واقفی به صرف و صروفبدلش کن به بیست و چار حروف
ساعت شب چو ضم کنی با روزخود بود بیست و چار آدم سوز
قاف قول شهادتین ترابیریا و نفاق و کیف و مِرا
از همه عالمت برون آردنه به آلت به کاف و نون آرد
از ورای خرد سخن زو گووردت این بس که لاهو الّا هو
کلمهٔ حق چو در شمار آمدعدد حرف بیست و چار آمد
نیمی از بحر جان دوازده دُرجنیمی از چرخ دین دوازده بُرج
دُرجها پر ز دُرّ امید استبرجها پر ز ماه و خورشید است
درِّ دریای این جهانی نهماه و خورشید آسمانی نه
درِّ دریای عالم جبروتماه و خورشید آسمان سکوت