شمارهٔ ۸۸
جان کیست ندانم که در این شهر برایتناکرده فدای همه جانها به فدایت
حسنت ز حد افزون شد و غیرت نگذاردکز چشم بد خلق سپارم به خدایت
تأثیر دعایش سبب ترک جفا شدای کاش نبودی اثری ای دل به دعایت
با این که بود جای تو دایم به دل منهر لحظه ندانم که به جویم زکجایت
از ترک جفایت ستمی تازه مراد استاکنون که گرفته است دلم خو به جفایت