شمارهٔ ۷۹
با غیر ز می پر است جامتشادیم به عیش ناتمامت
اندیشه ی مرهم ارکند دلگو لذت زخم او حرامت
انکار قیامت ارکند کسبرخیز که بنگرد قیامت
ای مرغ دل از نخست گسترددامی ز وفا و کرد رامت
از بهر فریب دیگران بودگر داشت دو روزی احترامت
آیند به شوق سنگ جورتمرغان چمن بطرف بامت
دریاب گیاه خشک ما راای ابر عطا ز فیض عامت
بینی چو شتاب عمر سویمآهسته چرا بود خرامت
آهی ز جگر کشیدم ای دلکز چرخ کشیدم انتقامت
خط از رخ او دمید و گویاگردید (سحاب) صبح شامت