گنج

شمارهٔ ۷۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ورفت۶ بیت
بگذشت زجان هر کس و از آن سر کو رفتآنجا به چه کار آمد و زآنجا به چه رو رفت
خونی که روا بود که از تیغ تو ریزداز حسرت تیغت همه از دیده فرو رفت
بودم ز می یار چنان مست که امسالکی باده ندانم به خم از خم به سبو رفت
دل خون شد و از چشمم اگر ریخت چه چارهباز آمدنی نیست هر آبی که زجو رفت
روز خوشی از بخت بد خویش ندیدمزآن روز که دل از پی آن روی نکو رفت
حرف بد غیرش سبب عربده گردیدکز بزم (سحاب) آن صنم عربده جو رفت