گنج

شمارهٔ ۵۹

قافیه: اریکیاست۶ بیت
فغان زاغ درین باغ با هزار یکی استگلیش کاین دو یکی نیست از هزار یکی است
یکی است جور و جفا گرچه پیش غیر دو تاستدو تاست عشق و هوس گرچه پیش تار یکی است
همان بود به دل عندلیب خار ملالبه باغ اگر همه گل صد هزار و خار یکی است
بقصد صید دلم هر کس افگند تیریچه شد که این همه صیاد را شکار یکی است
ز لطف او نشود هر دل خراب آبادچرا که شهر بسی هست و شهر یار یکی است
به اکتساب هنر کوش و ترک جهل (سحاب)اگرچه هر دو بر اهل روزگار یکی است