شمارهٔ ۵۴
مرا طاقت پرو غم اندکی نیستگر این بسیار آن نیز اندکی نیست
غم افزون، صبر کم امید بسیاربه دل در عاشقی دردم یکی نیست
کند منع رمیدن شوق دامتتو پنداری که صید زیرکی نیست؟
بسی افتاده سر در عرصه ی عشقولی زخمی پدید از تارکی نیست
یقینم گشت از بی مهری اوکه در مهر (سحاب) او را شکی نیست