شمارهٔ ۵۳
ندارد تحفهٔ جان گر حقارتزما صد جان و از او یک اشارت
عبارت از حیات جاودان چیست؟لب شیرین آن شیرین عبارت
بهای بوسه ی جان بخش جان خواستندانم چیست سودش زین تجارت؟
اگر از شوق خواهی نسپرم جاننهان از من به قتلم کن اشارت
چه داری پر عتاب آن لعل شیرین؟ز شیرینی نکو نبود مرارت
کس از زهاد بوی عشق یابدگر از کافور کس یابد حرارت!
غمین برگشت از آن کو قاصد منمگر بر قتل من دارد بشارت
دمید از باغ حسنش سبزه ی خطفزون شد گلستانش را نضارت
نماند دل به دست کس (سحابا)چو ترک من گشاید دست غارت