شمارهٔ ۵
یاد بی تابی روز وصل یار آمد مراچون به گوش افغان بلبل در بهار آمد مرا
جان و دل بی تاب زلفی تابدار آمد مرابی قراری آفت صبر و قرار آمد مرا
کار تا مشکل نشد در عشق مرگ آسان نشدعقدههای کار من آخر به کار آمد مرا
یاد عیش روزگار وصل پاداشش چه بود؟آنچه بر سر از جفای روزگار آمد مرا
رفت و دل برد از من و اکنون غمش ریزد ز چشمقطرههای خون که از دل یادگار آمد مرا
با تو تا روز شمار افغان که نتوانم شمردغصههای دل که بیرون از شمار آمد مرا
بر سرت گفتا که آیم امشب و بر سر (سحاب)آنچه از هجران نیامد زانتظار آمد مرا