شمارهٔ ۴
از دست دادخواه اگراینست آه ماآه ار به داد ما نرسد دادخواه ما
از جرم خون من مکن اندیشه ای به حشرکآنجا به غیر دل نبود کس گواه ما
صد بار آشیان مرا سوخت برق آهیک خار کم نکرد به عمری ز آه ما
تأثییر آه ماست که کرده است ایمنشاندیشه ای که داشت ز تأثیر آه ما
دل هر دم از تو نالد و من عذر خواه اواز این گناه تا که شود عذر خواه ما
گر پرتوی ز ماه بیفتد در آن (سحاب)هر محفلی که گشته فروزان ز ماه ما