گنج

شمارهٔ ۴۴

قافیه: ابنیست۹ بیت
در خواب هم ز وصل تو کس کامیاب نیستکان دیده را که روی تو دیده است خواب نیست
غیر از بنای عشق کزین سیل محکم استنبود عمارتی که ز اشکم خراب نیست
جان می‌رود ز تن مگر امروز در وداع‌کز بیم هجر او به دلم اضطراب نیست
نقش خیال خویش به چشم پر آب بینگویند اگر ‌«ثبات به نقش بر آب نیست‌»
با قد همچو چنگ و دل چون رباب مندر محفل تو حاجت چنگ و رباب نیست
امشب درنگ محنت هجران ز حد گذشتآیا چه شد که دور فلک را شتاب نیست؟
شادم که با خطای فزون از حساب مااندیشهٔ حساب به روز حساب نیست
یک روز نگذرد که ز تأثیر مدح شاهطبع (سحاب) غیرت طبع سحاب نیست
دارای دهر فتحعلی شه که نُه سپهردر قلزم عطاش بجز نُه حباب نیست