گنج

شمارهٔ ۳۰۴

کس ای نا مهربان یاران جانیکشد آنگه به جرم مهربانی
رقیبان را امین خویش دانیندانی ناید از گرگان شبانی
بدید از حلقه های زلف رویتچنان کز ظلمت آب زندگانی
بهای بوسه جان گیرد، فروشدمتاع این چنین را رایگانی
خضر بوسیده آن لب ورنه آبینمی بخشد حیات جاودانی
چمان سوی چمن بلبل نیایدکه آمد در چمن باد خزانی
فزاید مهر من بی‌مهری اومرا بی‌مهری او مهربانی
(سحاب) ایام پیری چون بود چونچو پیری بگذرد عهد جوانی