شمارهٔ ۲۸۱
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: نکن۷ بیت
ز خاک کویش ای دل گاهگاهی دیده روشن کنوگر ز آن هم نهای خرسند یاد از حسرت من کن
پی آسایش ای مرغ چمن در دام مسکن کنشوی هر گه که دل تنگ از اسیر یاد گلشن کن
به آن حالم که در دل داشت شوق دیدنش عمریکنون ای همدم از بالین من برخیز و شیون کن
به کیش دوستی منع رقیبان غایتی داردکه میگوید تمام خلق را با خویش دشمن کن
به رغم من به بزم غیر شبها تا سحر ماندیبه ز غم غیر هم گاهی نگاهی جانب من کن
گر از سنگ جفا ای طایر دل ایمنی خواهیبه هر بامی که بینی عزتی داری نشیمن کن
به باغ دوستی هر گل کز آب دیده پروردی(سحاب) از دیده مانند منش اکنون به دامن کن