گنج

شمارهٔ ۲۸۰

به زلف او همه دل‌های دل فگاران بینبه بی قرار دگر جای بی قراران بین
چو بزم وصل بود گو مباد گشت چمنبه جای عارض گل روی گلعذاران بین
به بی وفائی یار و به بی ثباتی عمرگواه عهد گل و موسم بهاران بین
به گلشن آی و ز شوق عذار همچو گلتهزار ناله زهر گوشه از هزاران بین
اگر ندیده ای از زلف خویش تیره تریبه تیره روزی ما تیره روزگاران بین
وفاست چون گنه ما خوشست عفو امابه زیر تیغ امید گناه کاران بین
جدا ز ماه رخ آن نگار همچو سحابروان ز چشم (سحاب) اشک همچو باران بین