گنج

شمارهٔ ۲۵۵

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: لنمیبینم۹ بیت
به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی‌بینمز شرم جان ناقابل سوی قاتل نمی‌بینم
کسی را کزوی آسان است کام دل نمی‌بینمولی چون کار این دل کار کس مشکل نمی‌بینم
تو را با اینکه می‌بینم به خون خلق مستعجلبه خون خویشتن خویش مستعجل نمی‌بینم
به چشم عقل جز دیوانگان وادی عشقتچو بینم هیچ کس را در جهان عاقل نمی‌بینم
نیفشاند به جز تخم وفا در کشت زار دلولی زین کشت جز بی‌حاصلی حاصل نمی‌بینم
دل از یاری او هرکس که بینم کنده و کس رابه غیر از خود درین اندیشهٔ باطل نمی‌بینم
دلیل بی‌وفایی‌های یار بی‌وفا این بسکه او را هیچ با اهل وفا مایل نمی‌بینم
تو را یا رب سرشته دست قدرت از چه آب و گلکه جز بی‌مهریت نقصی در آب و گل نمی‌بینم
دل غمگین (سحاب) و جز می صافی دگر چیزیکزین آیینه زنگ غم کند زایل نمی‌بینم