شمارهٔ ۲۱
ره به این ضعف ار به کوی یار می باید مراسیلها از دیده ی خونبار می باید مرا
مایل عشاق صادق نیستند این نیکوانبعد ازین از عشق پاک انکار می باید مرا
گر بخواهم شرم گردد مانع این نظاره امدیده ای چون دیده ی اغیار می باید مرا
تا نیفتد در جهان آتش ز آب چشم ترچاره ی این آه آتشبار می باید مرا
میل ماندن در سر کویش زرشک مدعینیست اما قوت رفتار می باید مرا
تا ننالد از فغانم خلقی آن بی رحم راجور کم یا طاقت بسیار می باید مرا
شکوه ی بیهوده چند از جور خار و بانگ زاغقوت پرواز از گلزار می باید مرا
یا نباید این قدر نالید از جورش (سحاب)یا اثر در ناله های زار می باید مرا