شمارهٔ ۱۷۳
چندیست فلک را سر بیداد نباشدداند که تو را حاجت امداد نباشد
از ساحت گلزار کس این فیض نیابداین منزل خوش خانه ی صیاد نباشد
معمورتر از مملکت عشق ندیدمبا آن که در او خانه ی آباد نباشد
بردار زرخ پرده چرا صنع خداییبی پرده از آن حسن خداداد نباشد
در معرض پرسش چو بر آرند به حشرمجز عشق توام حرف دگر یاد نباشد
از رشک کسی خاطر ناشاد ندارمدانم که از او هیچ دلی شاد نباشد
باشد به درداور فریاد رسش راآن به که (سحاب) از تو به فریاد نباشد
خاقان جهان فتحعلی شاه که هرگزاز دام بلا خصم وی آزاد نباشد