شمارهٔ ۱۶
بگشای پای ما که کمند وفای مامحکم تر است از همه بندی به پای ما
رفتیم از پی دل و دانی به راه عشقگمراه تر از ما که بود رهنمای ما
گر چون تو دلبری برد از کف دل تراآگه شوی ز حال دل مبتلای ما
چون مرگ غیر باعث آزردگی تستشادیم از این که نیست اثر در دعای ما
تیغ از میان کشیدی و از دل کشیدی آهکشتی از آن و دادی ازین خونبهای ما
خواهیم مرگ مدعی و خویش تا شودهم مطلب تو حاصل و هم مدعای ما
بیماری رقیب به حالم نکرد سودسازد مگر وسیله ی دیگر خدای ما
حیران که در دل که کند جا غم جهانتا شد بر آستانه ی میخانه جای ما
تا چیست سر اینکه به بیگانگان (سحاب)زود آشنا شود بت دیر آشنای ما