شمارهٔ ۱۵
دانی چه اثر داشت دعای سحر ما؟این بود که نگذاشت به عالم اثر ما
زاول قدم از پای فتادیم و ازین پستا در ره عشق تو چه آید به سر ما
جز بار غم از شاخ وفای تو نچیدیماز نخل جفایت چه بود تا ثمر ما؟
مرگ همه اغیار خوش است ارنه چه حاصل؟یک خار اگر کم شود از رهگذر ما؟
پروانه ی محروم ز شمعیم و، ز دل خاستاین آتش سوزنده که بینی ز پر ما
جز اینکه شود وقت نگه مانع دیداردیگر چه بود خاصیت این چشم تر ما؟
بیداد گرا خوبه ستم کردی و ترسمگیرد ز تو داد دل ما دادگر ما
دی پیر مغان گفت دو چیز است که بخشدعمر ابد و آب خضر خاک در ما
افغان چو جرس خاست (سحاب) از همه دلهابنشست به محمل چو مه نو سفر ما