شمارهٔ ۱۵۰
اگر زین پیش بر دستم دلی بوداز او هر لحظه پایم در گلی بود
فتد دیوانه از زنجیر و افتادبه زنجیر تو هر جا عاقلی بود
ز ضعف پیری آسان کرد چشمماز او در کار دل هر مشکلی بود
نیم آگه ز دل دانم قتیلیبه خون غلطان ز تیغ قاتلی بود
حدیث سرو آزادی شنیدمچو دیدم از غمت پا در گلی بود
بهای بوسه می خواهد چه بودیکه نقد جان متاع قابلی بود
دلیل سالکان می گشت خضریطریق عشق را گر منزلی بود
(سحاب) آمد به یاد من چو دیدمکه گردی در قفای محملی بود