شمارهٔ ۱۱۶
ساقی بیار باده که ایام دی رسیدگر دی رسید شکر خدا را که می رسید
تا کی درنگ می به قدح کن زخم ببینانگور رفت کی به خم و باده کی رسید
یار آمد و رقیب رسید از قفای اوآمد اگر چه عمر اجل هم ز پی رسید
آمد بهار و رفت بهار من از کناریعنی بهار عمر مرا فصل دی رسید
دامان وصل وی نرسد گر بدست منگیرم که پای من به سر کوی وی رسید
شیرین و لیلی است چو مطلب دگر چه سودخسرو به ار من آمد و مجنون به حی رسید
مائیم و شوق او که به سر منزل وصالهر کس که کرد مرحله ی شوق طی رسید
چون من (سحاب) زار چرا نالد این قدرگرنه حدیث درد دل من به نی رسید