شمارهٔ ۸
ناصح از بیماری عشق از چه بیم آری مراخوشتر از صحت بود این گونه بیماری مرا
تا در این بیماریم از بی پرستاری چه باکمیکند بیماری از شفقت پرستاری مرا
تا گرفتارم به عشق آزادم از کون و مکانکرده آزاد از دو عالم این گرفتاری مرا
گرچه خوارم لیک با آن گل قرینم روز و شبعزتی هرگز نباشد به از این خواری مرا
من خود ار خواهم برای اوست نی از بهر خودگفتمت این تاز خودخواهان مپنداری مرا
ای فلک من نیستم آن کز تو بینم نیک و بددست بگشا گر که بتوانی بیازاری مرا
میکنم از همت خود چرخ را یاری صغیرگر کند لطف علی مرتضی یاری مرا