شمارهٔ ۳۶۶
طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشوزان که معلوم شود کِشته به هنگام درو
پاک کن دل که به میخانه دوصد جامهٔ پاکنستانند پی دادن جامی بگرو
دوش از پیر مغان خواستم اندرزی گفتگوشی آور به کفم اده و اندرز شنو
عملی را که در آن روی و ریا هست مکنمجلسی را که در آن صدق و صفا نیست مرو
اندر این دیر کهن از روش اهل زمینآسمان میگزد انگشت همی از مه نو
در مؤثر چه کنی مغلطه با این آثارکه دلیل است به خورشید فروزان پرتو
عمل نیک و بدت ماحصل تست صغیرحاصل خود درود هر کسی از گندم و جو