گنج

شمارهٔ ۳۶۲

۶ بیت
آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتنوانرا بکار بستن و معمول داشتن
شرط است بهر درک سخن هوش مستمعدر شوره زار دانه نبایست کاشتن
گفتم بپیر میکده آب حیات چیستکارم مگر بدست ز همت گماشتن
گفتا برای راحت خلق از ره و دادتا حد خویش رایت خدمت فراشتن
پیرایهٔ وجود هنرمندیست و بسیعنی ز خویش نقش بدیعی نگاشتن
چون از جهان صغیر گذشتن مقرر استنیک است نام نیک پس از خود گذاشتن