شمارهٔ ۳۱۳
ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیمتسبیح بیفکنده و زنار بریدیم
پا بر سر بازار محبت چو نهادیمبا نقد دل و دین غم عشق تو خریدیم
از جان و سرو مال و خرد مذهب و آئینهر پرده که بد حایل ما و تو دریدیم
اندر صفت حسن هر آن نکته که خواندیممعنی همه در صورت زیبای تو دیدیم
آخر به کمند سر زلف تو فتادیمزان پس که بهر بام نشستیم و پریدیم
کردیم فراموش حدیث دو جهان راتا یکسخن از آن لب جانبخش شنیدیم
بر خاک در پیر مغان سر چو نهادیممانند صغیر از دو جهان پای کشیدیم