گنج

شمارهٔ ۳۱۱

۷ بیت
همیشه موی تو در پیچ و تاب می‌بینموز آن بگردن دلها طناب می‌بینم
نمی شود دمی از خواب بخت من بیدارمگر شبی که جمالت بخواب می‌بینم
بدور چشم تو ای شوخ حال مردم رابسان حالت مستان خراب می‌بینم
چرا بغیر دهم نسبتش که من بجهانز چشم مست تو هر انقلاب می‌بینم
بده ز آتش می‌هستیم بباد که منبنای عالم خاکی بر آب می‌بینم
نصیب اهل خرد نامرادیست ولیهمیشه بی خردان کامیاب می‌بینم
صغیر تا زده‌ام دم ز فاتح خیبربه روی دل همه دم فتح باب می‌بینم