گنج

شمارهٔ ۳۰۲

۸ بیت
من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانمرخ نیاز از این خاک کو بگردانم
بهر طرف نگرم روی تست در نظرمکجا توانم از این روی رو بگردانم
بخاک کوی تو جان دادن آرزوی منستگمان مبر دل از این آرزو بگردانم
بیاد لطف تو ریزم سرشگ از دیدهبسوی کشت خود این آب جوبگردانم
ز غیر وصل تو لب بسته‌ام که نتوانمزیان مگر که بدین گفتگو بگردانم
مرا مهی است بروی زمین که مهر فلکگرم بدست فتد دور او بگردانم
ز روی زشت بگردانم از نظر شایدسفاهت است ز روی نکو بگردانم
مگو صغیر بهل خوی عشقبازی رامیسرم نشود طبع و خو بگردانم