گنج

شمارهٔ ۲۹۲

۶ بیت
ای دیده و دل هر دو بدار تو شایقآزاد گرفتار تو از قید علایق
روی تو چو خورشید هویداست و لیکنهر دیده نباشد بتماشای تو لایق
هر کس که چو من دیده بروی تو کند بازجا دارد اگر چشم بپوشد ز خلایق
عشق تو بنازیم که فایق بفلک شدبا اینکه فلک بر همه کس آمده فایق
جز دفتر دل کان رقم خامهٔ صنع استاز هیچ کتابی نشود درک حقایق
مانند صغیر آی سوی میکده زاهدکز مدرسه حاصل نشود کشف دقایق