گنج

شمارهٔ ۲۸۸

۹ بیت
شکر می‌ریزد از دیوان حافظزهی نطق شکر افشان حافظ
متاع معرفت گر کس بخواهدبگو آن می‌خر از دکان حافظ
بیانش جانمحض و محض جانستهزاران آفرین بر جان حافظ
به هر کس بنگری در دست داردگل خوشبویی از بستان حافظ
طمع بر چشمهٔ حیوان چه بندیبنوش از چشمه حیوان حافظ
ز دامان ها برد آلودگی اینبود از پاکی دامان حافظ
حریفان سخن پرداز دانندبه میدان سخن جولان حافظ
غزل گفتن بذوق اهل عرفانبعالم ختم شد بر شان حافظ
صغیر از بند غم یابد رهاییگشاید هر زمان دیوان حافظ