گنج

شمارهٔ ۲۷۶

۷ بیت
چو غنچه خون دلت گر غذاست خندان باشچو گل بگلشن ایام دامن افشان باش
تهی است کاسهٔ وارون آسمان زنهارز خوان دهر همان دست شسته مهمان باش
میان مبند چو مور از برای ران ملخبدیو نفس مسلط شو و سلیمان باش
کس ار حقیقت اسلام بایدش برگویکه فیض بخش به هر کافر و مسلمان باش
نشین بکشتی حلم و به ناخدائی عقلدر این محیط بلا بر کران ز طوفان باش
مقام ایمنی ار خواهی از حوادث دهرپناه خلق شو و در پناه یزدان باش
صغیر زنده بجان بودنت مقامی نیستبکوش و زنده بذوق لقای جانان باش