گنج

شمارهٔ ۲۶۱

۷ بیت
هر چه از اصلش جدا گردید باز آنجا رودموج اگر آید بساحل باز در دریا رود
زشت باشد عقل را کردن مطیع نفس دونحیف بینایی که در دنبال نابینا رود
ای توانا دستگیر ناتوان شو در بلادست مسئول است هر جا خاری اندر پا رود
پرمنال از غیر در خود بین و در کردار خودآری آری هر جفا بر ما رود از ما رود
چون مکر رشد سخن بر مستمع بخشد اثرقطره از تکرار بی شک در دل خارا رود
در قفای کاروان رو وز خطر آسوده باشغول راهش ره زند رهرو اگر تنها رود
آنکه آسایش طمع دارد در این عالم صغیرمآند آن صیاد را کاندر پی عنقا رود