گنج

شمارهٔ ۲۵۹

۸ بیت
زان فرقه بپرهیز که پرهیز ندارندزان طایفه بگریز که تمییز ندارند
مردم بفشارند ز ناداری انصافیک چیز ندارند و همه چیز ندارند
نیک ار نگری چارهٔ بیچارگی خلقرحم است که اندر حق خود نیز ندارند
هنگام مصائب به تسلای دل همجز حرف غم افزای غم انگیز ندارند
آهنگ حق این مردم غافل ز حق‌ امروزجز از گلوی مرغ شب آویز ندارند
روز همه همچون شب دیجور سیاه استچون حرمت مردان سحرخیز ندارند
اصلاح فسادی نکنند از هم و برعکسدر کار هم از مفسده پرهیز ندارند
بنیوش صغیرا سخن اهل صفا راکاین سلسله حرف غرض‌ آمیز ندارند