گنج

شمارهٔ ۲۴۱

۱۰ بیت
خدا را جمع نتوان با هوا کردیکی از این دو را باید رها کرد
ولی ترک خدا کردن محالستکه هر کس کرد خود را مبتلا کرد
به ملک عافیت ره برد آنکوبه دانایی حذر زین ابتلا کرد
خنک آنکو به توفیق خداییخدا بگرفت و ترک هر هوا کرد
زهی دانای رند با کفایتکه بر حد کفایت اکتفا کرد
خد ا زآنکس رضا باشد که خود رابه تقدیر خدای خود رضا کرد
رضا دادند مردان هر قضا رابلی کس پنجه نتوان با قضا کرد
تو بستی عهد با حق بندگی رابعهد ای بنده می‌باید وفا کرد
اگر خود بنده هستی بنده آخربه کار خواجه کی چون و چرا کرد
الا ای همنشین مطلب نگهدارصغیرت حق صحبت را ادا کرد