گنج

شمارهٔ ۲۳۸

۷ بیت
تیر رستم چو خدنک مژه ات تیز نبودتیغ او چون خم ابروی تو خونریز نبود
ز آنچه گفتیم و شنیدیم حدیثی الحقچون حدیث سر زلف تو دلاویز نبود
چه بلایی تو که هرگونه بلا را بجهانچون بدیدم جز از آن قد بلاخیز نبود
هر چه در میکده رفتم به میان عشاقجز صفا و سخن معرفت‌ام یز نبود
هر چه در مدرسه رفتم به میان زهادغیر بحث و سخنان جدل انگیز نبود
آنکه پرهیز همی کرد ز اسم بادهیارب از مال یتیمش ز چه پرهیز نبود
تا بیاد لب جانانه سخن گفت صغیرکی ز لب در عورض گفته شکرریز نبود