شمارهٔ ۲۲۸
ساقی چه باده بود که بر من حواله کردمست ابد مرا به نخستین پیاله کرد
با حکمت آن طبیب که صد ساله درد مندرمان بجرعهٔی ز شراب دوساله کرد
یارب شمیم مشگ و زد بر مشام جانیا نفخهٔ صبا گذر از آن کلاله کرد
با غنچهٔ لب و گل رخسار و سرو قدبگذشت و داغدار دلم همچو لاله کرد
لعل لبش مکیدم و گفتم بدو خدایرزق مگس بقند فروشان حواله کرد
خلقی همه بناله و افغان درآمدنداز بس صغیر در غم آنشوخ ناله کرد