گنج

شمارهٔ ۲۲۷

۹ بیت
نه هر که تاخت بمیدان دلاوری داندنه هر که سوخت در آتش سمندری داند
نه هر ستاره درخشید صاحب نظریمهش شمارد و خورشید خاوری داند
توانگر آنکه بدست آورد دلی ورنهنه هر که سوخت دلی را توانگری داند
هوای تاج کیانی ندارد اندر سرکسی که قدر کلاه قلندری داند
نشست دیو به اورنگ جم ولی آصفرویهٔ زحل و سیر مشتری داند
میان معجزه و سحر فرق بسیار استنه هر مفتن و ساحر پیمبری داند
نشان راه ز دزدان ره چه می‌پرسینه هر که بر سر راه است رهبری داند
مشو غلام کسی غیر خواجه قنبرکدام خواجه چو ا و بنده پروری داند
صغیر تا شده از جان غلام درگه اوغلامی در او به ز سروری داند