شمارهٔ ۲۱۳
سر عشقت بدل خسته نهان خواهم کردور زند دم بکسی قطع زبان خواهم کرد
دل و دین تاب و توان صبر و شکیبا تن و جانهمه ایثار تو ایجان جهان خواهم کرد
تا بماند به جهان نام و نشانی از منخویش در راه تو بی نام و نشان خواهم کرد
تا که بر دامن نازت نه نشیند گردیسیلها در رهت از اشگ روان خواهم کرد
طاق ابروی توام در ازلام د بنظرتا ابد سجده بر آن قبلهٔ جان خواهم کرد
هر چه غیر از تو بود جمله ز کف خواهم دادهر چه فرمان تو باشد همه آن خواهم کرد
نه همین در ره عشقت ز جهان میگذرمبلکه قطع نظر از کون و مکان خواهم کرد
در قیامت بتو مشغولم و در روی تو ماتاعتنا کی بجحیم و بجنان خواهم کرد
تا گل روی تو دارم بنظر همچو صغیربلبل آسا همه دم شور و فغان خواهم کرد