گنج

شمارهٔ ۲۰۴

۷ بیت
ز جان خویش اگر عاشقان نظر گیرندگمان مکن نظر از روی یار برگیرند
مرا بکشت غم یار لیک از آن شادمکه کشتگان غمش زندگی ز سر گیرند
مرا ز حالت مجنون خبر دهند دو دوستروا بود که ز احوال هم خبر گیرند
غلام همت آن رهروان چالاکمکه از دو کون ره عالم دگر گیرند
ز سنگ حادثه بشکسته بال مرغانندکه همچو بیضه فلک را بزیر پر گیرند
غزال طعمهٔ شیر است لیک ز آهوی چشمبگاه صید یتان ره بشیر نر گیرند
صغیر طول‌ امل کن رها که هشیارانمراین دو روزهٔ ایام مختصر گیرند