شمارهٔ ۲۰۳
آینه چون جلوه گاه روی جانان میشودروی جانان ظاهر و آئینه پنهان میشود
نیست شد چون آینه در حسن دلبر لاجرمهر صفات دلبری از وی نمایان میشود
حسن آن معشوق را آئینه انسانست لیکاز هزاران یکنفر در رتبه انسان میشود
در خرابات آی کز راه کرم پیر مغانمیدهد آبیکه جسم از خوردنش جانمیشود
زاهد ار یکدم شود زان جام هستی سوز مستبیشک از یکعمر هشیاری پشیمان میشود
ایکه مشکلها بکارت هست پندم گوش کنمشکل صد ساله در تسلیم آسان میشود
گر دوصد تدبیر درام ری بپیش آری صغیرآنچه در روز ازل تقدیر شد آن میشود