گنج

شمارهٔ ۲۰

۹ بیت
شکرلله که شده جای تو اندر دل مابعد از این هیچ نباشد به میان حایل ما
فخر ما خاک نشینان به ملایک این بسکه زدی خیمه تو ای شاه در آب و گل ما
هر کسی حاصلی از عمر جهان دارد و نیستجز غم عشق تو ای جان جهان حاصل ما
سرفکندیم به پای تو و داریم امیدکه قبول افتدت این تحفه ناقابل ما
حالیا سرخوش و مستیم و نداریم خبرکه چه بود و چه شود ماضی و مستقبل ما
تا کی از سر به هوائی به سما می‌نگریای خداجوی خدا جوی ز عرش دل ما
باغ فردوس نخواهیم و گلستان ارمتا سر کوی خرابات بود منزل ما
شکر لله که نشستیم چو در کشتی عشقگشت چون نوح بیابان نجف ساحل ما
حل مشکل همه از شاه نجف خواه صغیرکه جز از همت او حل نشود مشکل ما